انتظار

کسی را احساس می کنم

که نگاهش

از پس پلک های شفا

به التیام زجرهای کبود

یاقوت دیدگانم را فرو خواهد بارید

و لبخندش

بغض فرو مرده ام را

برخواهد انگیخت

دستهایش سرشار از اشتیاق نور

در آرامشی از نیایش

غبار هجر مرا خواهد سترد

و من

اوج استجابت نیاز را

به نماز خواهم ایستاد