می آید
انتظار
کسی را احساس می کنم
که نگاهش
از پس پلک های شفا
به التیام زجرهای کبود
یاقوت دیدگانم را فرو خواهد بارید
و لبخندش
بغض فرو مرده ام را
برخواهد انگیخت
دستهایش سرشار از اشتیاق نور
در آرامشی از نیایش
غبار هجر مرا خواهد سترد
و من
اوج استجابت نیاز را
به نماز خواهم ایستاد
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹/۱۲/۱۶ ساعت ۱۰:۵۰ ب.ظ توسط فیروزه سعادت یار
|