یک داستان از دخترم  هنوز با همه ی حروف آشنا نشده بود.

این داستان بسیار کوتاه، تمام عناصر داستان را دارد و به طوری عجیب موجز، همه ی حرف خود را زده است! بخوانید :

« سینا سنتور تازه ای داشت. یک روز سینا به حیاط  خانه رفت و به درخت خشک آلو نزدیک شد. درخت آنقدر خشک بود که سینای قصه ی ما دلش به حال او سوخت! سنتور خود را روشن کرد (۱)  تا کار کند و درخت خوشحال شود. » لعیا نور منور سال ۷۵ کلاس اول ابتدایی 

--------------------------------------

پانوشت ۱ -  کلمه هایش را عوض نکردم. او فکر می کرد سنتور را روشن می کنند.