برخی اطلاعات برای دانشجویانم. همراه چند سوال برای دانشجویان برق
هشت درجهی بهشت، یعنی خلد، دارالسلام، دارالقرار، جنت عدن، جنت مأوا، جنت نعیم، علیین و فردوس «هر هفت» کرده: هم، به هفت قلم آرایش زنان در گذشته، یعنی؛ غالیه، وسمه، سرمه، سرخاب، سفیداب، زرک و حنا(نگار) اشاره دارد.(ن.ک: فرهنگ لغات و تعبیرات دیوان خاقانی: 2/ 1613 و 1617) برخی می گویند: وسمه، سرمه ، نگار ، خچک(شایدوسیله ای برای خال زدن) ، زرک(ماده ای که به صورت بپاشند. پنکک کنونی!!!
شاید!)، غازه، سپیداب)
سواد: سیاهی شهر که از دور دیده می شود و بهاستعاره، یعنی دنیا. سودا: یکی از اخلاط چهارگانهی آدمی و مجازاً یعنی هوا و هوس.
از اینجا به بعد مربوط به دانشجویان برق و تاسیسات است.برای درس هایی که در کلاس مطرح نشد.
نعوذ بالله من الاخرسین الاصمّین: به خدا پناه می بریم از این دو گنگ و دو کر(گنگ و کر، استعاره از آب و آتش) آب و آتش را خواسته است: منظورش آب و آتش است.
ثقه ی زابلی: فرد مورد اعتماد اهل زابل ودّ – سُواع – یغوث – یعوق- نسر : نام بتهای قوم نوح
انذار: ترساندن مهر بر دل داشتن: کنایه از لجبازی و غرور داشتن
صیانت: نگاهداری مشافهه: رو در رو سخن گفتن
چند سوال:
1- نقش "ت " در این مصرع" ملالتی که کشیدی سعادتی دهدت " چیست؟دهدت: دهد تو را: به تو می دهد. بنابراین " ت" متمم است.
2- این بیت ها چند جمله است؟
الف) بنگر که که ای و از کجا آمده ای می دان که چه می کنی کجا خواهی رفت
ب) یا رب به علی بن ابیطالب و آل آن شیر خداوند جهان جلّ جلال
اولین بیت6جمله بیت دوم 4جمله
3- این دو بیت را بررسی کنید:
بر چرخ حقیقت آفتاب است علی مفتاح کلید فتح باب است علی
در گوش خرد درّ خوشاب است علی فرمود نبی که بوتراب است علی
چرخ حقیقت: اضافه ی تشبیهی یا تشبیه بلیغ از نوع اضافی
علی آفتاب است و مفتاح فتح باب است و درّ خوشاب است: تشبیه بلیغ از نوع اسنادی یعنی سه تا تشبیه یعنی این دو بیت چهار تشبیه دارد.
فتح باب: اصطلاحی نجومی که به معنی هنگام اتصال دو کوکب که خانه هایشان مقابل یکدیگر باشد. وقتی این اتفاق بیفتد وزش باد یا بارش تند باران و تگرگ و رعد و برق و طوفان وقوع می یابد.
ماه با زحل=فتح باب باران و برف آرام
زهره با مریخ=فتح باب باران تند و سیل و تگرگ و رعد و برق و طوفان
عطارد با مشتری=فتح باب بادهاست.
پس فتح باب برای گشایش امور مردم مورد توجه است.در این بیت یعنی علی (ع) عامل گشایش امور است.
گوش خرد : اضافه ی استعاری است. یعنی گوش از موجود زنده قرض گرفته شده و به مفهومی معنایی مثل خرد داده شده است . پس استعاره است.تشخیص هم می توان گفت. چون خرد را زنده فرض کرده ایم.
این بیت به کدام آیه اشاره دارد؟
آن را که در رکوع غنی کرد بی سوال درویش را به پیش پیمبر سخاوتش
اشاره به حضرت علی که در رکوع انگشتر خود را به شخص محتاجی داد و این آیه درشأن ایشان است: انّما ولیّکم الله و رسوله والّذین آمنواالّذین یقیمون الصّلوه و یوتون الزّکاه و هم راکعون. ( سوره ی مائده آیه 60 )
سر به ابر ساییدن : کنایه از عظمت مقام نمی گنجد اندر قبا: کنایه از شادی بسیار
دم از معجز عیسی زدن نسیم صبا: کنایه از سرزندگی و نشاط بخش بودن
همچنین؛ نیابت دم عیسی کند نسیم صبا:کنایه از زنده کردن روح افزا بودن.
هنر شعر و شاعری: مفهوم کلی این حکایت، تاثیر گذاری دو بیت شعر دراحمدبن عبدالله الخجستانی که او را از مقامی حقیر به امیری خراسان رسانیده بود.آن دو بیت این است:
مهتری گر به کام شیر در است شو خطر کن زکام شیر بجوی
یا بزرگی و عزّ و نعمت و جاه یا چو مردانت مرگ رویاروی
اتّساق: فراهم کردن التیام: سر به هم آوردن قیاسات منتجّه: نتیجه گیری های حاصل شده
به ابهام، قوّتهای غضبانی و شهوانی را برانگیزد، تا بدان ایهام طباع را انقباضی و انبساطی بود. و امور عظام را در نظام عالم سبب شود.: یعنی پنهانی و ناخودآگاهانه نیروهای خشم آمیز خواسته های درونی را برمی انگیزد و موجب اجرای امور مهم و بزرگ در عالم می شود.
مردی خر بنده بودی: واسطه ی فروش خر
داعیه ای در باطن من پدید آمد: فکر تازه ای به ذهنم رسید. رحلت کردم:کوچ کردم.
عمرو بن لیث : اگر در کنار "عمر" "واو" بیاید "ع " با فتحه خوانده می شود و " واو" تلفظ نمی شود.
در ذروه ی اوج علیین پرواز همی کرد: به عالی ترین مقام رسید. برادر کهین: برادر کوچکتر
اقطاعات: قطعه زمینها آنچه به من رسید تفرقه ی لشگر کردم: یعنی پاداشم را به سپاهیان بخشیدم.
ما را شحنه ای باید با ده تن:مابه سر پاسبانی با ده نفر (سپاهی)نیاز داریم.
سفرنامه ناصرخسرو:ثمان و ثلاثین و اربعمائه:438 ایام مسترقه:پنجه ی دزدیده.یعنی پنج روز از آخر آبان
نماز خفتن: نماز عشا بعضی از شهر خراب شده بود:مقداری،قسمتی از شهر
رستاق ها: این کلمه معرّب است یعنی واژه ای فارسی است که به شکل عربی درآمده یعنی؛روستاها
ملوّث: آلوده ارزیز: قلع
این حضرت سلیمان کرده است: این را حضرت سلیمان ساخته است.