مکتب های ادبی

رمانتیسم :مخالف با نویسندگان باستانی،روشی خلاف اصول،خیالبافی های شاعرانه –ژان ژاک روسو- شاتو بریان-

رئالیسم  : واقع بینی،برداشت از طبیعت همان چنان که هست با تمام زشتی ها و کژی ها.یعنی؛ به جای ادبیات غنایی و روائی،ادبیاتی اثباتی و تحقّقی باید جایگزین باشد.استاندال – بالزاک –آلفونس دوده

سوررئالیسم : رها از قیود منطقی و اخلاقی . آندره برتون - سالوادور دالی – سهراب سپهری – فروغ فرخزاد

کلاسیسیسم :1- نمونه ی کامل،متن محکم و خوب2-طرفداران تقلید و پیروی از نویسندگان گذشته – مدرسه ای –کلاسی- درسی-اکتسابی-نمایندگان: ویکتورهوگو- لامارتین - سعدی – حافظ- ملک الشعرای بهار-

امپرسیونیسم : یعنی دریافتگری – ادبیات غنایی-  بیان تأثیر و تأثّرات معنایی ذهن انسان – برعکس رئالیسم.  تصویرهای سه بعدی از این سبک است.

 سمبولیسم :  در برابر پارناسی ها (وابسته به مکتب رئالیسم)که هنرشان کاملاً نمایشی و عبارت از ایجاد شکل ها و رنگ های تازه است،شعربایدترجمان عواطف و احساسات عمیق روح انسان باشد و گاهی تقریباً نا آگاهانه تجلّی می کند.سمبلی از تشابه و تطابق مادی و معنوی بین دو چیز است.نوعی یادآوری.مثل موسیقی قابل تجزیه و تحلیل دقیق نیست.نمایندگان: بودلر -  ورلن  - رمبو - مالارمه

ناتورالیسم : طبیعت گرایی و واقع گرابودن.بیشتر در زمینه ی داستان نویسی مطرح بود.مترادف رئالیسم است.(سه مورد ویژگی گفته شده درص215 کتاب )   - امیل زولا

 اکسپرسیونیسم : هیجان نمایی. استفاده از رنگهای تند و شکل های کج و معوج و خطوط زمخت و خشن در طرح و نقاشی. که می توان شکل آن را در نگارش کلماتی نا موزون و تند و نمایاننده ی هیجانات درونی در سبک نویسندگی هم دید.

انواع داستان:

رمان:  داستان بلند

نوول : متوسط

کنت :  کوتاه یا داستانک